| صفحه اصلی تماس با ما عناوین مطالب پروفایل دریچه فناوری | ||
|
«وَ أَنَّهُ لمََّا قَامَ عَبْدُ اللَّهِ يَدْعُوهُ كاَدُواْ يَكُونُونَ عَلَيْهِ لِبَدًا» (الجن – 19)
ترجمه: و اين كه وقتى بنده خدا (محمد) برخاست تا او را عبادت كند جمعيت بسيارى دورش جمع شدند.
البته خداوند متعال انبیای دیگری چون حضرت عیسی مسیح علیهالسلام را نیز «عبدالله» نامیده است.
«قالَ إِنِّي عَبْدُ اللَّهِ آتانِيَ الْكِتابَ وَ جَعَلَني نَبِيًّا» (مریم - 30)
ترجمه: [نوزاد به سخن در آمد و] گفت: من بندهى خداوندم كه به من كتاب آسمانى داده و مرا پيامبرگردانيده است. خداوند پيامبرانش را به بندگى خود ستايش مى كند، در مورد حضرت نوح عليه السلام مى فرمايد: «اِنَّهُ كانَ عَبْداً شَكُوراً »( سوره اسراء ، آيه 3. ) و درباره حضرت داود عليه السلام «نِعْمَ الْعَبْدُ»( سوره ص ، آيه 30. ) اما در مورد امام حسین که چرا به این کنیه یا لقب خوانده میشود چند نکته قابل توجه است. ۱- برخی اعلام میکنند که امام حسین (ع) فرزندی به نام عبدالله داشت که در کربلا به شهادت رسید. گویا عبدالله در کربلا به دنیا آمد و مادرش رباب بود . او غیر از علی اصغر است . (تاریخ یعقوبی، ج 2، ص 181؛ ابن صباغ، الفصول المهمه، ج 2، ص 851). البته این نکته قابل ذکر است که عبدالله رضیع (شیرخوراه) و علی اصغر، فرزند سیدالشهداء، در کتابهای متعددی آمده که این دو اسم، دو فزرند امام حسین هستند ولی در بعضی دیگر نیز آمده که عبدالله رضیع، همان علی اصغر است. در پاسخ به سوال فوق این موضوع که امام حسین (ع) فرزند کوچک بنام عبدالله داشته یا نه مهم نیست به دلیل اینکه کنیه افراد معمولاً بر نام فرزند بزرگتر می باشد. همانطور که ذکر شد به امام علی علیه السلام «اباالحسن» می گویند. ۲- كنيه امام حسين عليه السلام را جد بزرگوارشان رسول خدا (ص) براي آن حضرت
قرار داد چون آن حضرت مطابق آيه «و ما ينطق عن الهوي ان هو الا وحي يوحي»،
هرچه بگويد وحي از طرف خداست ميتوان گفت كه اين كنيه هم از طرف خداست. شيخ
طوسي از امام رضا عليهالسلام نقل كرده كه چون حضرت حسين عليهالسلام
متولد شد رسول خدا (ص) به اسماء بنت عميس فرمود بچه مرا بياور. اسماء آن
حضرت را در جامه سپيدي پيچيده خدمت رسول خدا آورد حضرتش او را در دامن
گذاشت اذان در گوش راست و اقامه در گوش چپ او فرمود، در همان هنگام جبرائيل
نازل شده گفته: حق تعالي تو را سلام ميرساند و ميفرمايد كه چون علي نسبت
به تو به منزله هارون نسبت به موسي است پس او را به اسم پسر كوچك هارون كه
شبير است نام كن و چون لغت تو عربي است او را حسين بخوان پس حضرت رسول او
را بوسيد و گريست و فرمود كه تو را مصيبتي عظيم در پيش است خداوند كشنده تو
را لعنت كند و آن گاه فرمود اسماء اين خبر را به فاطمه (س) نگو. همچنین روایت شده وقتی قنداقهی حضرت سیدالشهداء علیهالسلام را به پیامبر دادند، او را در آغوش کشیدند و فرمودند: «لا یوم کیومک یا ابا عبدالله – هیچ روزی مانند روز تو نیست، ای ابا عبدالله»(شفاء الصدور فی شرح زیارت العاشورا، چاپ اول، ص 102) اما آنچه مسلم است که این صرفاً یک لقب یا کنیه نیست، همین. باید دقت شود که در کلام معصوم، کلام همینطوری و بیمعنی و مقصود و یا صرفاً افتخاری وجود ندارد. که پیامبر بدون مقصود و بصورت افتخاری این کنیه یا لقب را به امام حسین(ع) داده باشد پس ماباید به نکته سوم هم در این مورد توجه کنیم ۳-وجه
عام این لقب نیز به خاطر آن است که ایشان، با قیام علیه جهل، کفر، نفاق و
ظلم، و نیز با پذیرش مصائب و در نهایت شهادت مظلومانه، اسلام را از تحریف و
نابودی همیشگی نجات داد و با بصیرت بخشیدن به عقول و قلوب مردم، زمینهی
نجات آنها از بندگی طاغوت «عبد الطاغوت» و نیز هدایت به سوی بندگی خداوند
را مساعد نمود.چنانچه اگر آن حضرت قيام نميكرد با نقشههايي كه بني اميه كشيده بود يك نفر
گوينده لاالهالاالله باقي نميماند و گروه گروه از دين و آئين محمدي بر
ميگشتند و در نتيجه اسلام آخرين لحظات عمر خود را تسليم مظالم دولت اموي
ميكرد. امام حسين (ع) ديد اگر قيام نكند اركان اسلام از جا كنده شده و
مقدسات آن دستخوش هوي و هوس بنياميه واقع ميشود و ميليونها جمعيت كه با
خون دل و فداكاريهاي گران از ضلالت و بت پرستي نجات يافتهاند و به شاهراه
سعادت ابدي رسيدهاند اينك در اثر دلخواه معاويه و يزيد فــــوج فوج از
ديـن خارج شده بلكه از جاده بشريت و آدميت نيز بيرون ميروند. عزت آل محمد
(ص) كه ناموس الهي است مورد ايذاء و اذيت واقع شده و هزاران مسلمان تحت
نفوذ ظالمانه بني اميه دچار شكنجه و عذاب اند. نکته جالب دیگر این است که بعد از امام حسین (ع) به امام صادق (ع)هم کنیه اباعبدالله داده اند که عصر
امام صادق هم یکی از طوفانی ترین ادوار تاریخ اسلام است و نیز دوره انتقال
حکومت بنی امیه به بنی عباس که از پر هرج و مرج ترین دورانی بود
که زندگی امام صادق علیه السلام را فراگرفته بود و از سوی دیگر ، عصر آن
حضرت، عصر برخورد مکتب ها و ایده ئولوژی و عصر تضاد افکار فلسفی و کلامی
مختلف بود، عصری که کوچکترین کم کاری یا عدم بیداری و تحرک پاسدار راستین
اسلام یعنی امام (ع) ، موجب نابودی دین و پوسیدگی تعلیمات حیات بخش اسلام،
هم از درون و هم از بیرون می شد. اینجا بود که امام (ع) می بایست از یک سو
به فکر نجات افکار توده مسلمان از الحاد و بی دینی و کفر و نیز مانع انحراف
اصول و معارف اسلامی از مسیر راستین باشد، و از توجیهات غلط و وارونه
دستورات دین به وسیله خلفای وقت جلوگیری کند. برچسبها: امام حسین, اباعبدالله [ یکشنبه نوزدهم آبان ۱۳۹۲ ] [ 12:33 ] [ اسماعیل ]
|
||
| [: کانون فرهنگی حضرت ابوالفضل تسوج ] | ||